8 ـ طول عمر امام قائم (عج) را چگونه حل مى كنيد؟

مى پرسند: اكنون كه سال 1417 هجرى قمرى است با توجه به سال تولد امام قائم(عج) كه سال 255 بوده، 1162 سال از عمر آن حضرت گذشته است، آيا ممكن است شخصى اين قدر يا بيشتر عمر كند؟

 

پاسخ:

اين سؤال در طول تاريخ از زمان مرحوم صدوق(رحمه الله) به بعد مطرح است و هم اكنون يكى از سؤالات مربوط به آنحضرت است.

ما وقتى كه از نظر دين و دانش ثابت كنيم كه عمر طولانى اين چنينى محال نيست، آنگاه مى گوئيم چه مانعى دارد خداوند متعال با آن قدرت لايزال خود شرايطى را در شخصى به وجود آورد كه هزاران سال يا بيشتر عمر كند؟

 

امّا از نظر دانش:

زيست شناسان مى گويند: اگر اختلالها و آسيبهايى كه به انسان مى رسد و موجب كوتاهى عمر او مى شود رفع گردد، عمر او به 200 سال خواهد رسيد.

بعضى مى گويند انسان بايد 300 سال عمر كند اين كه مى بينى 70 يا 80 سال عمر مى كند، بر اثر آنستكه عضوى از او فرسوده مى شود و به عضوهاى ديگر سرايت مى كند.( [1] )

و از آزمايشاتى كه دانشمندان، روى حشرات و سلولها و گياهان كرده اند نشان مى دهد كه گاهى عمر آنها را به صدها بلكه به هزارها برابر رسانده اند.

«يورى فيالكوف» استادپلى تكنيك «كيف» در شوروى سابق مى گويد: سلول كه سنگ اول و اصلى بناى جانداران مى باشد جاويد است و هرگز نمى ميرد، مشروط بر اين كه غذا داشته باشد و سرما و گرماى شديد سبب هلاكتش نشود.

وى اضافه مى كند: انسان بايد زنده و جاويد باشد هرگز از بين نرود زيرا سلولهاى تشكيل دهنده بدن او جاويد است.( [2] )

 

اما از نظر قرآن و احاديث:

از نظر دينى نه تنها هيچگونه دليلى بر انكار عمر طولانى در افراد استثنائى نداريم، بلكه در تواريخ و روايات مذهبى مى خوانيم: ادريس(عليه السلام)و الياس(عليه السلام) و خضر(عليه السلام) و عيسى(عليه السلام)، هنوز زنده اند و همچنين حضرت لقمان(عليه السلام) و نوح(عليه السلام) و عاد(عليه السلام) و پيامبران ديگر، عمرهاى بسيار طولانى كرده اند، تا آنجا كه قرآن در آيه 4 سوره نمل درباره حضرت نوح(عليه السلام)مى گويد:

«نوح(عليه السلام) در ميان قوم خود هزار سال جز پنجاه سال (يعنى 950 سال) درنگ كرد.» و طبق روايات حضرت عاد 3500 سال عمر كرد.( [3] )

بنابراين چه مانعى دارد كه خداوند تمام علل پيرى و فرسودگى را به امام زمانش آموخته باشد و او با بكار گرفتن آن، عمر بسيار كند( [4] ) وقتى كه اصل مسئله محال نبود، قدرت و اراده خداوند بقيه امور را درست خواهد كرد.

ضمناً بايد به اين نكته توجّه داشت كه استثنائها در جهان نمونه هاى بسيار دارد مانند: كشف ماهيهاى 000/000/3 ساله و كشف 000/4 دانه از يك بوته گندم، و كشف آبى كه يخ نمى زند و ... كه اينها همه حكايت از قدرت لايزال الهى مى كند و حاكى است كه اين طور نيست كه جهان هميشه در محور علل و معلول طبيعى معمولى، بگردد، بلكه گاهى علل مافوق علل طبيعى در كار است، كه آن هم كار خدا است، چنانكه قرآن كراراً مى فرمايد:

«بدانيد  حتماً خداوند بر هر چيز تواناست».( [5] )

 

9  ـ آرامش با جنگ نمى سازد؟

مى پرسند: اگر سراسر زمين تحت يك حكومت قرار مى گيرد و همه تحت پرچم توحيد بسر مى برند و امنيت و آرامش و صفا، در همه جا حاكم است، پس جنگ مهدى(عج) با مخالفان براى چيست؟ اگر جنگ هست امنيت نيست و انگهى چرا اين همه از شمشير سخن به ميان آمده، مگر  حكومت زور است؟

 

 

پاسخ:

بنظر مى رسد اين ناآراميها و  جنگها در مراحل اوّل ظهور باشد، چنانكه نوعاً دوره اوّل انقلابها توأم با درگيريها و جنگها است، وانگهى آنانكه منافع مادّيشان در خطر است و مانع عدالت اجتماعى مى شوند، به مخالفت بر مى خيزند، كه اوّلاً در اقليّتند و ثانياً نارضايتى آنها دليل بى عدالتى و ناآرامى نيست و حاكى از نقص حكومت نمى باشد.

اينكه در روايات آمده: امام عصر(عج) پنج يا هفت سال و يا 9 سال و يا 20 سال( [6] ) و يا چهل سال و يا 309 سال( [7] ) به مقدار خواب اوّل اصحاب كهف در آن غار، حكومت مى كند، شايد اشاره به مراحل حكومت باشد، به اين بيان كه تشكّل و پايه ريزى حكومت در پنج و هفت و نُه سال اول صورت مى گيرد و پس از گذشت چهل سال به حدّ كمال مى رسد و بيش از 300 سال ادامه مى يابد، بنابراين ممكن است اين درگيريها و يا توطئه ها و كارشكنى عناصر كافر و سودجو، در آن سالهاى اوّل حكومت باشد، امّا پس از چهل سال، عدل و داد همه جا را فرا مى گيرد و ديگر هيچ مانع و مزاحم و توطئه گر و ضد انقلابى باقى نمى ماند.

چنين فرضى از نظر عقل و جامعه شناسى، صحيح بنظر مى رسد زيرا طبيعى است كه بعضى از برنامه ها (اگر از طريق اعجاز نباشد) نياز به انقلاب فرهنگى دراز مدت دارد، و نمى توان يك شبه ره صد ساله را طى كرد.

و اگر در روايات، مكرّر از شمشير امام قائم(عج) سخن به ميان آمده حتّى مانع زكات، اعدام مى شود، اين به آن معنى نيست كه حكومت، زورى است بلكه اين شمشير به عنوان قصاص و مقابله به مثل با مخالفان و خائنان و زورگويان و توطئه گران است، همان گونه كه در قرآن كريم آمده است:

«و آهن (شمشير و اسلحه عدالت) را فرستاديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است.»( [8] )

و يا در جاى ديگر مى فرمايد:

«براى شما در قصاص، زندگى است اى انديشمندان.»( [9] )

بنابراين، اين شمشير براى امنيت و آسايش و صفاى مردم و قصاص و مقابله به مثل است كه در تمام دنيا به عنوان يك اصل پذيرفته شده است. تا مبادا عدّه اى سود جو و خائن، به امنيت وآسايش مردم ضربه بزنند، و هرج و مرج ايجاد كنند، به اين ترتيب مى توانيم بدست بياوريم كه انقلاب مهدى(عج) در بعضى از امور تدريجى و در برخى از امور فورى و انقلابى است.

 

10 ـ نشانه هاى ظهور امام (عليه السلام) چيست؟

 

پاسخ:

وقت ظهور آنحضرت معلوم نيست، و حتّى مطابق روايات كسانى كه وقت ظهور را تعيين كنند، دروغگو شمرده شده اند.( [10] )

ولى نشانه هايى به عنوان علائم ظهور در روايات بسيار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است، اين نشانه ها بسيار زيادند( [11] ) كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد.( [12] )

سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد( [13] ) چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن، باعث انقلاب مى گردد، اين موضوع در ضمن يك روايتى جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق(عليه السلام)آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت:

حضرت امام صادق(عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:

1 ـ هرگاه ديدى: حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.

2 ـ و ديدى كه: ظلم همه جا را گرفته.

3 ـ و ديدى كه: قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.

4 ـ و ديدى كه: دين همچون ظرف تو خالى، و بى محتوا شده است.

5 ـ و ديدى كه: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.

6 ـ و ديدى كه: كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.

7 ـ و ديدى كه: چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.

8 ـ و ديدى كه: افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.

9 ـ و ديدى كه: شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.

10 ـ و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.

11 ـ و ديدى كه: قطع پيوند خويشاوندى شود.

12 ـ و ديدى كه: بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.

13 ـ و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.

14 ـ و ديدى كه: زنان با زنان ازدواج نمايند.

15 ـ و ديدى كه: مدّاحى دروغين از اشخاص، زياد شود.

16 ـ و ديدى كه: انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.

17 ـ و ديدى كه: افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين، به خدا پناه مى برند.

18 ـ و ديدى كه: همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.

19 ـ و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن، شاد است.

20 ـ و ديدى كه: شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.

21 ـ و ديدى: كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است.

22 ـ و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است.

23 ـ و ديدى اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.

24 ـ و ديدى راه نيك بسته و راه بدباز است.

25 ـ و ديدى خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلى آن دستور داده مى شود.

26 ـ و ديدى كه: انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.

27 ـ و ديدى كه: مردان از مردان و زنان از زنان لذّت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان، و زنان خود را براى زنان فربه مى كنند).

28 ـ و ديدى كه: زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تأمين مى شود.

29 ـ و ديدى زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشكيل مى دهند.

30 ـ و ديدى كه: در ميان فرزندان «عبّاس»، كارهاى زنانگى به وجود آيد.

31 ـ و ديدى كه: زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كند.

32 ـ و ديدى كه: بيشتر مردم و بهترين خانه ها، زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.

33 ـ و ديدى كه: مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود.

34 ـ و ديدى كه: بدعت و زنا آشكار شود.

35 ـ و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.

36 ـ و ديدى كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.

37 ـ و ديدى كه: دين بر اساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.

38 ـ و ديدى كه: جرئت برگناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.

39 ـ و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.

40 ـ و ديدى كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.

41 ـ و ديدى كه: سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.

42 ـ و ديدى كه: واليان در قضاوت رشوه بگيرند.

43 ـ و ديدى كه: پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى.

44 ـ و ديدى كه: مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.

45 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.

46 ـ و ديدى كه: مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.

47 ـ و ديدى كه: زن بر شوهر خود مسلّط شود، و كارهايى كه مورد خشنودى شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.

48 ـ و ديدى كه: مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است.

49 ـ و ديدى كه: سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.

50 ـ و ديدى كه: آشكارا قمار بازى مى شود.

51 و ديدى كه: مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.

52 ـ و ديدى كه: زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.

53 ـ و ديدى كه: كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.

54 ـ و ديدى كه: مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.

55 ـ و ديدى كه: نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت(عليهم السلام)ستايش شوند.

56 ـ و ديدى كه: هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.

57 ـ و ديدى كه: در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند.

58 ـ و ديدى كه: شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.

59 ـ و ديدى كه: همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند.

60 ـ و ديدى كه: حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.

61 ـ و ديدى كه: مسجدها طلاكارى (زينت داده) شود.

62 ـ و ديدى كه: راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است.

63 ـ و ديدى كه: بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.

64 ـ و ديدى كه: ستم و تجاوز شايع شده.

65 ـ و ديدى كه: غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.

66 ـ و ديدى كه:  حج و جهاد براى خدا نيست.

67 ـ و ديدى كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند.

68 ـ و ديدى كه: خرابى بيشتر از آبادى است.

69 ـ و ديدى كه: معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.

70 ـ و ديدى كه: خونريزى آسان گردد.

71 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.

72 ـ و ديدى كه: نماز را سبك شمارند.

73 ـ و ديدى كه: انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.

74 ـ و ديدى كه: قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.

75 ـ و ديدى كه: هرج و مرج بسيار است.

76 ـ و ديدى كه: مرد روز خود را با مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.

77 ـ و ديدى كه: با حيوانات آميزش مى شود.

78 ـ و ديدى كه: مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى بر مى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).

79 ـ و ديدى كه: حيوانات همديگر را بدرّند.

80 ـ و ديدى كه: دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا بر ايشان گران است.

81 ـ و ديدى كه: بر سركسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.

82 ـ و ديدى كه: نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.

83 ـ و ديدى كه: فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد.

84 ـ و ديدى كه: مردم در اطراف قدرتمندانند.

85 ـ و ديدى كه: طالب حلال، مذمّت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.

86 ـ و ديدى كه: در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچكس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.

87 ـ و ديدى كه: آلات موسيقى ولهو در مدينه و مكّه آشكار گردد.

88 ـ و ديدى كه: مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار برحذر مى دارند.

89 ـ و ديدى كه: مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.

90 ـ و ديدى كه: راه نيك خالى و راه رونده ندارد.

91 ـ و ديدى كه: مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.

92 ـ و ديدى كه: سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.

93 ـ و ديدى كه: مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.

94 ـ و ديدى كه: به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.

95 ـ و ديدى كه: علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.

96 ـ و ديدى كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.

97 ـ و ديدى كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.

98 ـ و ديدى كه: عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

99 ـ و ديدى كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.

100 ـ و ديدى كه: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.

101 ـ و ديدى كه: اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است.

102 ـ و ديدى كه: قدرتمندان، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.

103 ـ و ديدى كه: اموال حق خويشان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)(خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.

104 ـ و ديدى كه: به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.

105 ـ و ديدى كه: مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.

106 ـ و ديدى كه: سرو صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.

107 ـ و ديدى كه: براى اذان و نماز مزد مى گيرند.

108 ـ و ديدى كه: مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.

109 ـ و ديدى كه: شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود.

110 ـ وقتى كه ديدى: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.

111 ـ و ديدى كه: قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

112 ـ وقتى ديدى كه: استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.

113 ـ و ديدى كه: فرمانروايان، ميراث(مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.

114 ـ و ديدى كه: بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.

115 ـ و ديدى كه: صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.

116 ـ وقتى كه ديدى: وقت (اوّل) نمازها را سبك بشمارند.

117 ـ و ديدى كه: هَمّ و هدف مردم، شكم و شهوتشان است.

118 ـ و ديدى كه: دنيا به آنها روى كرده.

119 ـ و ديدى كه: نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...( [14] )

البتّه بايد توجّه داشت، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى از كشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران، از بسيارى از اين گناهان جلوگيرى شده و مى رود كه از همه جلوگيرى شود و زمينه سازى براى ظهور امام قائم(عج) گردد.

 

11 ـ خروج سيّد حسنى و يمانى

از جمله علائمى كه در آستانه ظهور امام قائم(عج) رخ مى دهد خروج سيّد حسنى با يارانش براى يارى آنحضرت است، اينك توضيح آن:

سيّد حسنى جوان خوش صورتى است كه از طرف ديلم( [15] ) و قزوين خروج مى نمايد و با صداى بلند فرياد كند كه به فرياد رسيد آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)را كه از شما يارى مى طلبند و اين سيّد حسنى ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبى(عليه السلام) باشد و دعوى بر باطل ننمايد و دعوت بر نفس خود نكند بلكه از شيعيان خُلَّص ائمّه اثنى عشر(عليهم السلام)و تابع دين حق باشد و دعوى نيابت و مهدويّت نخواهد نمود و لكن مطاع و بزرگ و رئيس خواهد بود و درگفتار و كردار موافق است با شريعت مطهّره حضرت خاتم النّبيين(صلى الله عليه وآله وسلم)و در زمان خروج او كفر و ظلم، عالم را فرا گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذيّت باشند و جمعى از مؤمنين نيز مستعد باشند از براى ظلم ظالمين، و در آن حال سيِّد حسنى استغاثه نمايد از براى نصرت دين آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) پس مردم او را اطاعت نمايند خصوصاً گنجهاى طالقان كه از طلا و نقره نباشند بلكه مردان شجاع و قوى دل و مسلّح و مكمّل كه بر اسبهاى اشهب سوار باشند، در اطراف او جمع گردند و جمعيت او زياد شود و مانند سلطان عادل در ميان ايشان حكم و سلوك نمايد و كم كم بر اهل ظلم و طغيان غلبه نمايد و از مكان و جاى خود تا كوفه زمين را از لوث وجود ظالمين و كافران پاك كند و چون با اصحاب خود وارد كوفه شود، به او خبر دهند كه حضرت حجة اللّه مهدى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) ظهور نموده و از مدينه به كوفه تشريف آورده است پس سيّد حسنى با اصحاب خود خدمت آنحضرت مشرّف مى شوند و از آنحضرت مطالبه دلائل امامت و مواريث انبياء(عليهم السلام) را مى نمايند، حضرت امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: بخدا سوگند كه آن جوان آنحضرت را مى شناسد و مى داند كه او بر حق است و لكن مقصودش اين است كه حقيقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر نمايد، پس آنحضرت دلائل امامت و مواريث انبياء(عليهم السلام) از براى او ظاهر نمايد، در آن وقت سيّد حسنى و اصحابش با آنحضرت بيعت خواهند نمود مگر قليلى از اصحاب او كه 000/400 از زيديّه باشند كه مصحف ها و قرآن درگردن ايشان حمايل است و آنچه مشاهده نمودند از دلائل و معجزات آن را حمل بر سحر نمايند و گويند اين سخنان بزرگى است و اينها همه سحر است كه به ما نموده اند، پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصيحت و موعظه نمايد و آنچه از معجزات بياورد
در آنها تأثير نخواهد كرد، تا سه روز ايشان را مهلت مى دهد و چون موعظه آنحضرت را كه حق است قبول ننمايند امر مى فرمايد كه گردنهاى ايشان را بزنند و حال ايشان شبيه است به حال خوارج نهروان كه در لشكر امام على(عليه السلام)در جنگ صفّين بودند.( [16] )

يمانى نيز از رهبران بر حق است كه به  حمايت از مهدى(عج) خروج مى كند، امام صادق(عليه السلام) در ضمن روايتى فرمود: سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و در يكشهر و در يكروز خروج مى كنند و هيچ پرچمى مانند يمانى، به هدايت نزديكتر نيست، زيرا يمانى مردم را به حق دعوت مى كند.( [17] )

 

12 ـ سفيانى و دجّال كيستند؟

در آستانه ظهور حضرت مهدى(عج) نشانه هاى ديگرى نيز بروز مى كند از جمله خروج سفيانى و دجّال( [18] ) است سفيانى از جانب شام، بر مى خيزد.( [19] )

و افراد ديگرى نيز كه تا 30 يا 60 كذّاب در روايات ذكر شده است( [20] )، اينها همه پرچم مخالفت بر مى افروزند و سرانجام بدست ياران مهدى(عج) و به رهبرى آنحضرت شكست مى خورند و به هلاكت مى رسند، از جمله از شكست خوردگان گروه 000/10 نفرى «بتريّه» است كه در مسير كوفه با سپاه قائم (عج) جنگ كنند و همگى به هلاكت مى رسند، امام در كوفه كاخهاى ستمگران را ويران مى سازد و همه منافقين توطئه گر بدست ياران مهدى(عج) به هلاكت مى رسند.( [21] )

در وصف سفيانى آمده كه او از نسل ابوسفيان است از پليدترين مردم، سرخ مايل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدّس مآبى مى كند) و ذكرش اين است: يا رَبِّ، يا رَبِّ، يا رَبِّ، سرانجامش دوزخ است، آنقدر پليد است كه كنيزش را كه از او بچه دار شده زنده به گور مى كند.( [22] )

و به نقل ديگر امام باقر(عليه السلام) فرمود: در شام سه گروه داراى پرچم، خروج مى كنند: اصهب، ابقع و سفيانى.( [23] )

به هر حال سفيانى پليد با دار و دسته اش بر ضد حضرت مهدى(عج) قيام مى كند.

مهدى(عج) به مردم فرمان مى دهد به جنگ اين دشمن خدا و دشمن خودتان برخيزيد.

سپس خود حضرت مهدى(عج) همراه مسلمانان براى جنگ با سفيانى از مكه به شام رفته و در شام با او مى جنگد سرانجام سفيانى و دار و دسته اش، شكست مى خورند و سفيانى زير درخت بغوطه دمشق به هلاكت مى رسد.( [24] )

و در بعضى از روايات آمده: ارتش و طرفداران او براى جنگ با مهدى(عج) به مكه مى روند، وقتى كه در راه به سرزمين «بيداء» رسيدند، بقدرت الهى مسخ مى گردند و يا در زمين فرو مى روند.( [25] )

كوتاه سخن آنكه: «سفيان» يك طاغوت پليد داراى يك رژيم جهنّمى است كه با ويژگيهاى خاص با انقلاب جهانى مهدى(عج) مخالفت مى كند و شكست مى خورد.( [26] )

امّا در مورد دجّال بايد گفت: او نيز يك طاغوت حيله گر ديگر است.

طبق نقل امام صادق(عليه السلام)، امير مؤمنان على(عليه السلام) در ضمن خطبه طولانى فرمود:

«حضرت مهدى(عج) با يارانش از مكه به بيت المقدس مى آيند و در آنجا بين آنحضرت با دجّال و ارتش دجّال جنگ واقع مى شود، دجّال و ارتشش مفتضحانه شكست مى خورند، بطوريكه از اوّل تا آخر آنها به هلاكت مى رسند و دنيا آباد مى شود و حضرت مهدى، عدالت و قسط را در جهان بپا مى دارد.

طبق روايتى: آنحضرت دجّال را در كُناسه كوفه به دار مى زند.»( [27] )

خروج دجّال در روايات اهل تسنّن و در تورات و انجيل نيز آمده است.

اوصاف و ويژگيهاى او نيز در روايات ذكر شده.( [28] )

به هر حال آنحضرت، دجّال يعنى آن طاغوت حقّه باز و پرتزوير را نيز كه به جنگ مهدى(عج) بر مى خيزد شكست مى دهد و طبق بعضى از روايات، آنحضرت، حضرت عيسى(عليه السلام) را در كشتن دجّال در سرزمين فلسطين كمك مى كند.( [29] )

آرى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام) فرمود:

«بدانكه فرزندم از كسانى كه به تو و شيعيان تو ستم كردند در دنيا انتقام مى گيرد، و خداوند در آخرت آنها را عذاب مى نمايد.

سلمان پرسيد: او كيست؟

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: او نهمين فرزند حسين(عليه السلام)است كه پس از غيبت طولانى ظاهر مى شود و فرمان خدا را اعلام مى كند و دين خدا را آشكار مى سازد و از دشمنان خدا انتقام مى گيرد و سراسر زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مى نمايد.»( [30] )

ضمناً روشن شد كه رهبران مخالف ديگر نيز، طاغوتها يا طاغوتچه هايى ديگر روى زمينند.

 

13 ـ نشانه هاى خود حضرت چيست؟

 

پاسخ:

مقدارى از نشانه هاى قائم(عج) در ضمن اين كتاب آمده است، ولى در اينجا نيز به چند نشانه اشاره مى كنيم:

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«امامت امّت( [31] ) صلاح نيست مگر براى شخصى كه داراى سه خصلت باشد:

1 ـ سزاوارترين مردم به امام قبل.

2 ـ اسلحه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در نزد او باشد.

3 ـ امام سابق، او را به طور آشكار، وصىّ خود كرده باشد.»( [32] )

اباصلت هروى گويد: به حضرت رضا(عليه السلام) عرض كردم نشانه قائم(عج) در وقت خروج چيست؟

فرمود: «او در سن پيران است ولى سيماى جوان دارد، ناظران به او گمان مى برند كه چهل سال يا كمتر دارد، او با مرور شب و روز پير نمى شود تا پايان عمرش فرا رسد.»( [33] )

مرحوم صدوق(رحمه الله) از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند:

«نخستين سخنى كه حضرت مهدى(عج) پس از قيام خود مى فرمايد اين است:

«من بقيّة اللّه و حجّت و خليفه خدا بر شما هستم»

سپس هيچكس بر او سلام نمى كند مگر اينكه مى گويد:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللّهِ فِى اَرْضِهِ:

سلام بر تو اى بقيّه (ذخيره بادوام) خدا در زمين خدا.»( [34] )

قبلاً گفتيم امام قائم(عج) در تمام جهات شباهت به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)دارد حتى در قيافه و روش و خصوصيات.

نيز امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«در مكّه تعداد بيعت كنندگان به 000/10 نفر مى رسند، و در سراسر زمين معبودى جز خدا يافت نمى شود و همه معبودهاى باطل، آتش مى گيرند...»( [35] )

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«شب 23 ماه رمضان ندا بنام امام قائم(عج) بلند شود، و آنحضرت در روز عاشورا كه در آن امام حسين(عليه السلام) به شهادت رسيد، قيام كند، گويا روز شنبه دهم محرم را مى نگرم كه آنحضرت بين حجرالاسود و مقام ابراهيم(عليه السلام)، در كنار كعبه ايستاده و جبرئيل در حضورش است، اعلام بيعت مى شود كه همه شيعيان و طرفداران او از اطراف جهان به مكه آيند و با او بيعت كنند، زمين براى آنها در نور ديده مى شود (كه زودتر برسند)، پس آنگاه خداوند زمين را كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.»( [36] )

 

14 ـ آيا اين پيش بينى قابل اجراء است؟

مى پرسند: آيا چنين پيش بينى براى آينده در مورد مصلح جهانى حضرت مهدى(عج) از نظر طبيعى و اجتماعى (با توجّه به شرايط زمان در همه كشورها)، قابل عمل و يا دست كم امكان پذير است؟!

 

پاسخ:

سير تكاملى بشر كه در همه جهان مشاهده مى شود، بخصوص سير تكاملى اجتماعى و علمى در ميان انسانها، نويد برقرارى حكومت مصلح واحد را در آينده به روشنى به ما خبر مى دهد.

از سوى ديگر همه دستگاههاى آفرينش به سوى تكامل گام بر مى دارند، و ما كه جزئى از آفرينش هستيم، اقتضاى هماهنگى و همدوشى با آفرينش الزام مى كند كه انسانها نيز به سوى يك تكامل بزرگ كه در سايه يك حكومت الهى تحت رهبريهاى مردى بزرگ و عادل برقرار مى شود گام بردارند و به نتيجه برسند.

بعلاوه ضرورتهاى اجتماعى، و واكنشهائى كه همه روزه در گوشه و كنار جهان در برابر ظلم و تعدّى پيدا مى شود به نوبه خود نيز پلّه هاى تكاملى به سوى وحدت جهانى تحت حكومت مصلح جهانى را مژده مى دهند.

در اينجا اضافه مى كنيم كه در فطرت و اعماق وجدان و نهاد انسانها، عدالت خواهى و صلح و صفا و مبارزه با ظلم و هرگونه فساد و تعدّى سرشته شده است، و اين عامل نيز خواه ناخواه به طور طبيعى و خودجوش، انسانها را به برقرارى چنين حكومت ايده آل و چنين نظام بهشتى و سراسر صفا سوق مى دهد و سرانجام در اين سير، توفيق دستيابى به چنين نظامى را پيدا خواهد كرد، تا از نظامهاى جهنّمى رهائى يابد.

بنابر اين: چنين پيش بينى از نظر طبيعى و جامعه شناسى، هم قابل پيش بينى است و هم امكان پذير است، و هم عملى است.

فراز و نشيبهاى تاريخ بشر در مسير طولانى خود شواهد بسيارى را براى جهش و پيروزى در انقلابها و طرحهاى بسيار براى زندگى بهتر از نظر روحى و جسمى در آينده كه همه را مى توان پله هائى براى دستيابى به انقلاب عظيم جهانى مصلح كل در طول تاريخ بحساب آورد نشان مى دهد.

ما اين مطلب را در مقايسه با هزاران سال قبل كه چگونه بشر در رشته هاى بسيار علمى و اقتصادى و اجتماعى به پيش رفته به خوبى مى توانيم درك كنيم.

 

 

 

15 ـ آيا امام (عليه السلام) برقرار كننده اسلام است؟

مى پرسند: طبق بعضى از روايات مانند: روايت امام صادق(عليه السلام)كه فرمود:

«اِذَا خَرَجَ الْقائِمُ يَأْتِى بِاَمْر جَدِيد وَ كِتاب جَدِيد وَ سُنَّة جَدِيدَة وَ قَضاء جَدِيد;

هنگامى كه قائم (عج) نهضت مى كند، فرمان نو و كتاب نو و روش نو و دادگاه نو مى آورد.»( [37] )

آيا با توجه به اين روايت، آئين و دينى كه امام قائم(عج) بر قرار مى كند دين ديگر (جديد) غير از اسلام نيست؟!

پاسخ:

 تعبير به نو و جديد، اشاره به اين است كه انقلاب مهدى(عج) يك دگرگونى اساسى است نه روبنائى، از اين روجامعه خيال مى كند چيز جديدى غير از اسلام است.

به عبارت ديگر: پيرايه هائى كه در طول تاريخ اسلام توسط زمامداران نالايق و ديگران به اسلام بسته اند، اسلام را طورى كرده، كه اگر امام(عليه السلام)آنها را از اسلام دور كند و حقيقت اسلام را آشكار سازد مردم عوام خواهند گفت: اين يك چيز جديدى است نه اسلام، در صورتى كه اسلام واقعى همين است.

آرى در طول تاريخ اسلام، نفوذ انديشه هاى بيگانه در اسلام و تجدد گرائى افراطى مسلمين و رخنه فرصت طلبان و داخل كردن طرحهاى مبهم به عنوان طرح اسلامى در ميان اسلام و تحريفات گوناگون و ... اسلام را مسخ خواهد كرد در اين صورت اگر امام قائم(عج) حقيقت اسلام را آشكار مى سازد، مردم خيال مى كنند مكتب جديد و روش جديد و دادگاه جديدى غير از اسلام به ميان آمده است.

در اينجا براى تكميل اين موضوع به روايت زير توجّه فرمائيد:

يكى از ياران امام صادق(عليه السلام) گويد: از آنحضرت پرسيدم روش حضرت مهدى(عج) چگونه است؟

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«يَصْنَعُ ما صَنَعَ رَسُولُ اللّهِ، يَهْدُمُ ما كانَ قَبْلَهُ كَما هَدَمَ رَسُولُ اللّهِ اَمْرَ الجاهِلِيَّةِ وَ يَسْتَأنِفُ الاِْسْلامَ جَدِيداً;

همان روش پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را انجام مى دهد، روشهاى باطل قبل را ويران مى كند، چنانكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)چنين كرد و اسلام را نوسازى و تكميل مى نمايد.»( [38] )

بنابراين، انقلاب حضرت مهدى(عج) همان انقلاب اسلامى است، منتهى در سطح وسيعتر و عميقتر.

ابو بصير(رحمه الله) يكى از يارن امام صادق(عليه السلام) گويد: از آن حضرت پرسيدم مرا از سخن امير مؤمنان(عليه السلام) خبر بده كه فرمود:

«اِنَّ الاِْسْلامَ بُدِءَ غَرِيباً وَسَيَعُودُ كَما بُدِءَ فَطُوبى لِلْغُرْباءِ;

اسلام در آغاز غريب بود و بزودى همچون آغاز غريب خواهد شد، خوشا به سعادت غريبان.»

امام صادق(عليه السلام) در پاسخ فرمود:

«وقتى كه امام قائم(عج) قيام كند دعوت به اسلام را از نو شروع مى كند، چنانكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دعوت را شروع كرد.»( [39] )

مطلب ديگر اينكه: حضرت قائم(عج) خودش نور و منطق گويا براى جهانيان است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«وقتى كه قائم ما قيام كند، سراسر زمين بنور پروردگارش روشن مى گردد:

وَاسْتَغْنَى الْعِبادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ;

و مردم از نور خورشيد و ماه بى نياز مى شوند و تاريكى بطور كلى از بين مى رود.»( [40] )

مرحوم ملامحسن فيض(رحمه الله) در حاشيه تفسير خود گويد: گويا منظور از بى نيازى سراسر زمين به نور خورشيد و ماه، بى نياز شدن از برهان و دليل ساطع است چرا كه خود وجود امام كافى است و دلها و مغزهاى همه را نورانى و قبضه مى كند با توجه به اينكه تمام علوم در زمان غيبت در محور برهان و دليل است.

و مطابق روايات: امام قائم(عج) با معتقدان به اديان مختلف، مناظره و احتجاج مى كند و با توراتيان به تورات، با انجيليان به انجيل و با صحفيان به صحف و با قرآنيان به قرآن و ... همه آنها به حقانيت امام(عليه السلام) پى مى برند و سوگند مى خورند كه تورات و انجيل و صحف و قرآن حقيقى همانست كه امام(عليه السلام) به آنها نشان مى دهد سرانجام آنها به اسلام حقيقى مى گروند.( [41] )

در عين حال، با كمال قاطعيّت به كتاب خدا قرآن، عمل مى كند  و هرگونه منكرات را نابود مى سازد.( [42] )

و براى برقرارى حكومت جهانى قيام به شمشير (نهضت نظامى) مى كند، در حدّى كه بفرموده امام صادق(عليه السلام):

«اِذا قامَ بِالسَّيْفِ فَقَتَلَ مِنْ كُلِّ اَلْف تِسْعَمَأَةُ وَ تِسْعَةَ وَ تِسْعِينَ;

وقتى كه امام زمان(عليه السلام) قيام به شمشير مى كند (از منحرفان و طاغوتيان و توطئه گران) از هر هزار نفر، 999 نفر آنها را به هلاكت مى رساند.»( [43] )

16 ـ ادّعاى مهدويّت و آمدن آنحضرت چيست؟

پاسخ:

به نظر نگارنده موضوع مدّعيان مهدويّت، و قول به آمدن مهدى(عج) و رفتنش بقدرى مضحك است كه اصلاً قابل بحث نيست و هيچگونه با قرآن و روايات اسلامى تطبيق نمى كند، چنانكه با خواندن اين كتاب و مقايسه مطالب آن با وضع زمان، به آن پى مى بريد.

تنها به اين مطلب اشاره مى كنيم كه استعمارگران شرق و غرب براى اينكه ثروت بى حساب مشرق زمين را براى خود ببرند و چپاول كنند، و از طرفى حسّ مذهبى را در ميان مردم اين سرزمين ها، بسيار قوى دانستند با به وجود آوردن بابى گرى و بهائى گرى و قاديانى گرى و ... خواستند در صفوف مسلمانان اختلاف ايجاد كنند و تفرقه بيندازند و به هدف شوم خود برسند و در اين راه گرچه نتيجه مطلوب نگرفتند، اما ضربه هاى بسيار وارد كردند، عِرض خود را بردند، امّا مسلمانان را در بعضى نقاط به زحمت انداختند، اميد آنكه، مسلمانان با هوشيارى بيشتر، ماهيّت استعمارگران و توطئه هاى آنها را بشناسند. و متوجه باشند كه آنها از راه عقائد مذهبى مردم را فريب ندهند.( [44] )